دکتر براتی توضیح داده است : الگوی قالبی یا به عبارت بهتر، تصوری که از مادرشوهر یا مادر زن در ایران وجود دارد موجودی غالب است که طرف مقابلش، یعنی داماد و بیشتر عروس را مغلوب و مطیع خود می خواهد و از این جا در ارتباطات بین عروس یا داماد و مادرشوهر یا مادرزن شکلی از روابط پیش می آید که سرانجام به اختلافات بین زن و شوهر می انجامد دعوا و اختلاف هم از این جا شروع می شود که عروس و داماد کلام یا رفتار (گفته ها و اعمال) مادرزن یا مادرشوهر را نوعی دخالت در زندگی خود می دانند و رفتار آنها را اهانت به خود تلقی می کنند از طرف دیگر، مادرزن یا مادرشوهر هم انتظار دارند که عضو تازه خانواده احترام آنها را نگه دارد و جایگاهی خاص برایشان در نظر بگیرد.
وی درباره علت این اختلافات عنوان کرده است : به نظر روان شناس ها، پسر برای مادر ثمره تلاش ها و درگیری عاطفی اوست. وقتی می بیند که پسرش به سمت زن دیگری رفته، با خود می اندیشد که مبادا تأثیرش را بر فرزندش از دست داده باشد. او وجوه این تأثیر را در اطاعت قبلی فرزند از خود، در مراقبتی که فرزند از او می کرد و در احترامی که به وی می گذاشت می بیند و چون احساس می کند که پسرش دیگر به حد سابق از وی اطاعت نمی کند و برایش احترام قائل نیست یا به اندازه کافی از او حمایت و مراقبت نمی کند احساس می کند که فرزندش دیگر از وی تأثیر نمی پذیرد. از سویی، زن دیگر که در این جا عروس است هم نمی تواند بپذیرد که شوهرش احساس امنیتی را که انتظار دارد از او دریغ کند و انتظار دارد شوهر صددرصد عشق و محبتش را صرف او کند. از این جاست که تعارض مادرشوهر و عروس بروز می کند. بررسی ها نشان می دهد که حتی اگر عروسی احترام بالایی برای مادرشوهرش قائل باشد و بین آنها کمترین حد تعارض و اختلاف وجود داشته باشد، باز هم از نظر روان شناختی نوعی گسست بین آنها وجود خواهد داشت.
دکتر براتی در ادامه به نتایج تحقیق دکتر تری آپتر، روان شناس دانشگاه کمبریج، در این باره اشاره کرده و سپس برخی شکایت های رایج عروس و مادرشوهر از یکدیگر را عنوان کرده است.
همسر سوم مرد 80 ساله وقتی از چهارمین ازدواج همسرش باخبر شد به دادگاه خانواده رفت و از شوهرش شکایت کرد.
روزنامه ایران نوشت:
زن میانسال که مقابل قاضی عموزادی رئیس شعبه 268 دادگاه خانواده نشسته بود همزمان با تسلیم دادخواستش گفت: «7 سال قبل وقتی به خاطر اختلافهای شدید خانوادگی خانهام را همراه دو فرزندم ترک میکردم تصور نمیکردم شوهرم با زن جوانی ازدواج کند.» زن میانسال، در حالی که آهی میکشید گفت: دختر 21 سالهای بودم که «قادر» به خواستگاریام آمد. آن زمان کمتر کسی در روستای ما سواد خواندن و نوشتن داشت. اما خواستگارم معلم بود و این ویژگی برای من که خانوادهای متوسط و بیسواد داشتم افتخار بزرگی بود. به همین دلیل به تفاوت سنی 37 سالهمان توجهی نکرده و با مهریه 100 هزار تومان به عقد دائم شوهرم درآمدم. اما خیلی زود متوجه شدم شوهرم قبل از من
2 بار ازدواج کرده. او همسر اولش را به خاطر نازایی طلاق داده بود، اما همسر دومش با دو فرزندشان در حوالی مشهد زندگی میکرد. با اطلاع از این موضوع بشدت رنجیده خاطر شده و تصمیم گرفتم از او جدا شوم. اما وقتی متوجه شدم باردارم از جدایی پشیمان شدم. با این حال از همسرم قول گرفتم بین من و همسر دیگرش عدالت را رعایت کند. بعد هم سعی کردم از سر ناچاری موضوع را به فراموشی بسپارم و با شرایط کنار بیایم و زندگی کنم. اما افسوس که رفتارهای سرد و بیروح و خسیس بودن شوهرم هر روز شرایط زندگی را به ما سختتر و سختتر میکرد. هر قدر هم تلاش میکردم بیفایده بود چرا که همسرم بیخیال بود.
مدتی از تولد پسر اولم نگذشته بود که متوجه شدم فرزند دیگری در راه دارم، اما تولد دومین فرزندمان هم تأثیری در تغییر رویه زندگی شوهرم نداشت. به همین خاطر چند بار تصمیم به جدایی گرفتم اما به دلیل زندگی در روستا از آنجا که همه طلاق را بد میدانستند مجبور به تحمل شرایط سخت و دشوار بودم تا اینکه سرانجام 7 سال قبل کاسه صبرم به سر آمد و به دنبال اختلافهای شدید و درگیری با «قادر» خانه را ترک کردم و همراه بچههایم به تهران آمده و با اندوختهای که داشتیم خانهای اجاره کردیم تا هم از محیط سرد زندگیام دور باشم و هم فرزندانم بتوانند به تحصیل و کار بپردازند. در این مدت نیز هر چه تلاش کردم شاید همسرم به زندگی بازگردد بینتیجه بود. البته تا 4 سال از او هیچ خبری نداشتیم حتی شغل و مکان زندگیاش را نیز تغییر داد تا نتوانیم به او دسترسی داشته باشیم. تا اینکه 3 سال قبل ما را پیدا کرد به سراغمان آمد. با اینکه دل خوشی از زندگی مشترک و اخلاق و رفتارش نداشتم اما از آمدنش خوشحال شدم. غافل از اینکه او برای گرفتن اجازه ازدواج مجدد به دیدنم آمده بود. او قصد داشت سومین «هوو» را وارد زندگیام کند که بشدت از رفتارهای توهینآمیز همسرم ناراحت شدم و با اعلام مخالفت شدید برای ازدواج چهارمش او را از خانه بیرون انداختم تا اینکه چندی قبل متوجه شدم او با دختر جوانی ازدواج کرده است. با شنیدن این خبر احساس کردم تمام 32 سال زحمت و تلاشهایم برباد رفته است. به همین دلیل تصمیم گرفتم از همسرم به خاطر چهارمین ازدواجش آن هم بدون اجازه شکایت کنم. شوهرم وقتی از شکایتم مطلع شد درخواست عدم تمکین به دادگاه داد و از من شکایت کرد. به همین دلیل امروز به دادگاه آمدهایم تا تکلیف زندگیام را مشخص کنم.»
زن با چشمان اشکبار گفت: «حاضرم به زندگیام بازگردم و در کنار همسرم زندگی کنم به خاطر اینکه در این مدت هر دو پسرم را به سرو سامان رساندم و حالا تنها زندگی کردن برایم بسیار سخت است بنابراین حاضرم با همسرم زندگی کنم.»
در این میان پیرمرد که تا آن لحظه سکوت کرده بود به قاضی عموزادی گفت: همسر اولم را به خاطر نازایی طلاق دادم و بعد از آن با زنی که 9 سال از خودم کوچکتر بود ازدواج کردم اما از زندگی و نوع رفتارهایش راضی نبودم. بنابراین تصمیم گرفتم دوباره ازدواج کنم. به همین دلیل به خواستگاری «سیما» رفته و او را به عقد دائم خود درآوردم. اما هرگز تصور نمیکردم او نیز زن مورد نظرم نباشد!
7 سال قبل هم به دنبال قهر همسرم، تصمیم گرفتم تنها زندگی کنم، اما نتوانستم بیش از 4 سال طاقت بیاورم. به همین خاطر به سراغ سیما رفته و به او گفتم اگر ظرف یک هفته به خانه برنگردد ازدواج خواهم کرد. اما او که تمام حرفهایم را بهانه میدانست بیتوجه به درخواستم به خانه بازنگشت و من هم در 77 سالگی با دختر جوانی ازدواج کردم.
آقای قاضی با اینکه همسر چهارمم بیش از 40 سال از من کوچکتر است اما به خوبی درکم میکند و من او را بیشتر از سه همسر قبلیام دوست دارم. او بیش از آنکه به فکر زندگی و پول باشد به فکر من است و ما برای زندگی خود برنامههایی داریم تا روزهای متفاوتی را با هم تجربه کنیم. حالا هم 3 سال است با او زندگی میکنم و حتی یک بار هم دعوا نکردهایم و به هیچ عنوان حاضر نیستم همسر سومم را به خانه بازگردانم زیرا از زندگی فعلیام راضی هستم و اگر «سیما» از شرایط ناراضی است میتواند درخواست طلاق نماید. پس از پایان جلسه قاضی دادگاه به این زوج یک هفته مهلت داد تا با هم به توافق برسند. در غیر این صورت حکم قانونی را صادر خواهد کرد
واکنشها به برکناری متکی
بخش سیاسی
-خبر برکناری ناگهانی آقای متکی وزیر سابق خارجه بسیار سریع و توجه برانگیز بود.رییس جمهور دیروز طی حکمی آقای صالحی رییس سازمان انرژی هسته ای را به سرپرستی وزارت خارجه منصوب و در نامه جداگانهای از زحمات و خدمات منوچهر متکی در دوران تصدی مسئولیت وزارت خارجه قدردانی کرد.
خبرگزاری مهر نیز گزارش داده است که این برکناری در حالی است که منوچهر متکی به عنوان وزیر خارجه جمهوری اسلامی ایران هم اکنون به منظور ابلاغ پیام احمدی نژاد به رئیس جمهور سنگال در این کشور به سر می برد.
این انتخاب و دگرگونی با واکنشهای شخصیتها و رسانه های مختلف روبرو شده است که آنرا با هم مرور می کنیم.
علا الدین بروجردی رییس کمیسیون سیاست خارجی مجلس:
رییس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی از برکناری وزیر امور خارجه ابراز بی اطلاعی کرد و گفت: مجلس در جریان نبوده و همین الان توسط خبرنگار خبرآنلاین از این موضوع اطلاع پیدا کرده است.
علاء الدین بروجردی پس از اینکه از خبرنگار خبرآنلاین، فرد جایگزین آقای متکی را پرسید، گفت: مگر آقای متکی در حال حاضر در سفر نیستند، یعنی در شرایطی که ایشان به ماموریت فرستاده شدند، حکم برکناری صادر شده است؟
بروجردی در پاسخ به این که آیا در روزهای اخیر در جریان اخباری مشابه مبنی بر برکناری آقای متکی قرار داشته اید یا نه، گفت: خیر این موضوع اصلا مطرح نبوده و بهتر است با آقای مهمان پرست تماس بگیرید و دلایل برکناری آقای متکی را جویا شوید.
علاالدین بروجردی:
خیر این موضوع اصلا مطرح نبوده و بهتر است با آقای مهمان پرست تماس بگیرید و دلایل برکناری آقای متکی را جویا شوید.
بروجردی پس از اطلاع از این موضوع گفت خودش با مسئولان وزارت امور خارجه تماس خواهد گرفت و اطلاعات بعدی را در

اختیار رسانه ها قرار می دهد.
هم چنین حشمت الله فلاحت پیشه در گفت وگو با خانه ملت اظهار داشت: برکناری وزیر امور خارجه ای که در حال انجام ماموریت برای کشور و نظام است به این شکل، در عرف بین المللی رایج نیست.
وی خاطر نشان کرد: تغییر وزیر امورخارجه به طور معمول با هدف تحول راهبردی در دیپلماسی یا اتفاق سیاسی انجام می پذیرد؛ اما نه در زمانی که وزیر به عنوان نماینده کشوری با فرهنگ و تمدن ایران در حال مذاکره در کشور دیگری است.
این عضو کمیسیون امنیت ملی سیاست خارجی یادآور شد: تغییر متکی یک اتفاق سیاسی است نه تحول راهبردی.
نماینده اسلام آباد گفت: بررسی موضوع برکناری وزیر امورخارجه محتاج روشنگری بیشتری است که باید رییس جمهور نسبت به این تصمیم توضیح دهد.
فلاحت پیشه یادآورشد: کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس در راستای وظیفه نظارتی اش موضوع برکناری وزیر امورخارجه در هنگام سفر به سنگال را مورد بررسی قرار می دهد، هرچند برکناری وزرا را حق رییس جمهورمی دانیم.
سایت رجا نیوز:
سایت رجا نیوز از حامیان رییس جمهور ضمن حمایت از این تحول چنین نوشت:
دیپلماسی دولتهای نهم و دهم اگرچه همواره بهعنوان دیپلماسی فعال و تهاجمی شناخته شده و رهبر انقلاب نیز بر این موضوع تأکید کرده بودند اما این شیوه مواجهه عمدتاً در اثر ابتکارها، سخنرانیها و اقدامات شخص رئیسجمهور بود و وزارتخارجه در این زمینه عملکرد قابل قبولی نداشت، بهطوری که از مدتها قبل انتظار تغییر در رأس وزارتخارجه و قرار گرفتن فردی با ویژگیهای مشابه رئیسجمهور بهمنظور همافزایی وجود داشت.
همچنین فرصتهای قابل توجهی برای فعال کردن نمایندگیهای ایران برای تبیین گفتمان انقلاب اسلامی در اثر فضایی که احمدینژاد در دنیا ایجاد کرد، پدید آمد که بهنظر میرسد دستگاه دیپلماسی کشور نتوانست از این فرصتها استفاده کند و در برخی موارد حتی در جلسات غیررسمی، سیاستهای رسمی دولت از سوی دیپلماتهای ایرانی رد میشد.
رجانیوز:
دیپلماسی دولتهای نهم و دهم اگرچه همواره بهعنوان دیپلماسی فعال و تهاجمی شناخته شده و رهبر انقلاب نیز بر این موضوع تأکید کرده بودند اما این شیوه مواجهه عمدتاً در اثر ابتکارها، سخنرانیها و اقدامات شخص رئیسجمهور بود و وزارتخارجه در این زمینه عملکرد قابل قبولی نداشت،
رسانه های عربی:
برکناری منوچهر متکی وزیرامورخارجه کشورمان بازتاب گسترده ای در میان رسانه های عربی داشته است.
به گزارش خبرآنلاین، خبرگزاری اردنی سرایا در خبری فوری با اشاره به برکناری متکی، این اقدام احمدی نژاد را یک نوع عکس العمل به برخی از کارهای صورت گرفته توسط وزیر خارجه سابق اعلام کرد.
پایگاه المنار به نقل خبر از ایرنا با اشاره به این که متکی در سفر است آن را ناگهانی توصیف کرد.
خبرگزاری سیریا نیوز در اولین لحظات انتشار خبر تغییر وزیر خارجه ایران آن را منتشر کرد و به تحلیل آن و پرونده هسته ای ایران پرداخت.
بی بی سی عربی نیز با اشاره به تاریخچه متکی و صالحی آن را بی ارتباط با فشار نمایندگان مجلس در خصوص ناکارآمدی متکی ندانست.
بیبیسی انگلیسی ضمن سورپرایز خواندن خبر عزل متکی مینویسد: متکی به سه زبان انگلیسی، ترکی و اردو تسلط داشت.

خبر عزل متکی بدون هیچ توضیحی منتشر شد و به اعتقاد جیمز رینولدز خبرنگار بیبیسی در ایران در واقع سورپرایز بزرگی بود.برخی بر این اعتقادند که این تصمیم شاید بخشی از بازی سیاسی قدرت میان محافظهکاران و لیبرالها در ایران است.
متکی در زمان فشارهای جامعه بینالملل بر ایران بر سر پرونده هستهای همواره مورد انتقاد بوده است.متکی که در زمان ابلاغ خبر عزل خود در سنگال به سر میبرد از سال 2005 ریاست دستگاه دیپلماسی در ایران را بر عهده دارد.این دیپلمات 57 ساله انگلیسی،ترکی و اردو خوب صحبت میکند و تحصیلات خود در رشته روابط بینالملل را در دانشگاه تهران به پایان رسانده است.
خبرگزاری نووستی عربی با نقل این خبر پرسیده که صالحی چه تدابیری در خصوص تحریم خواهد داشت.
سایت روزنامه الشروق نیز با اشاره به این که احمدی نژاد ماه هاست که در فکر عزل متکی است،نوشت: اختلاف این دو ناشی از اعتقاد متکی به دخالت احمدی نژاد در تصمیمات وزارت خارجه است. این روزنامه صالحی را یک فرد معتدل برشمرد.
سایت النشرة لبنان نیز این عزل و انتصاب را یک شوک در سیاست خارجه ایران قلمداد کرد.
خبرگزاری آسوشیتدپرس:
آسوشیتدپرس در خبری کوتاه خبر عزل متکی را بدون توضیح توصیف کرد.
این خبرگزاری دراین باره گزارش داده است که احمدینژاد وزیر امور خارجه خود را عزل و رییس سازمان انرژی اتمی را به

عنوان سرپرست ارشد وزارت امور خارجه انتخاب کرد.در بیانیهای که در سایت دولت منتشر شد رییس جمهور ایران بدون هیچگونه توضیحی به پنج سال دوره خدمت متکی پایان داد.
در طی یک سال اخیر رسانههای ایرانی همواره اعلام میکردند که حقوقدانان و سیاستمداران به دلیلی فشارهای شورای امنیت بر سر پرونده هستهای همواره خواهان برکناری متکی بودند. آنها متکی را وکیل توانمندی برای دفاع از حقوق ایران نمیدانستند و بر این اعتقاد بودند که وی قدرت اقناع ندارد.
روزنامه صهیونیستی هاآرتص
روزنامه صهیونیستی هاآرتص نیز دلیل عزل متکی را انتقادات او به احمدینژاد عنوان کرده است.
این روزنامه در گزارش خود آورده است : احمدینژاد طی حکمی علی اکبر صالحی رییس سازمان انرژی اتمی ایران را که یکی از نزدیکان به وی به لحاظ اعتقادی است به عنوان سرپرست وزارت امور خارجه انتخاب کرد.گفته میشود که متکی بارها سیاستهای احمدینژاد را مورد انتقاد قرار داده بود و یکی از دلایل این تصمیم نیز همین است.
پشت پرده رضا رشیدپور
گزارش تبیان از پشت صحنه برنامه رادیویی رشیدپور و گفتگو با این مجری رادیو و تلویزیون

گروه سینما و تلویزیون تبیان: رضا رشیدپور را بسیاری با برنامههای گفتوگو محور (Talk Show) در تلویزیون میشناسند و علاقمندان به برنامههای او میدانند که حالا هر یکشنبه با برنامه زنده «پشت پرده» از رادیو تهران مهمان شنوندگان است. او برنامه را چنان آرام آغاز می کند که نمیتوان حدس زد تا ساعتی دیگر ممکن است هیجان، مخاطب را از جا بکند. تنها پشت میکروفن برنامه نشسته ودیگران هم از بیرون در تدارک بخشهای مختلف برنامه هستند. رشیدپور برای پرداختن به طنز از تاریخچه طنز می گوید تا این که میرسد به موسیقی طنز و بعد به شیوه سینماییها فلش فوروارد میزند به زمان حال و سینمای امروز که فیلمها اصطلاحا طنز آن را احاطه کردهاند.
اسماعیلپور اگرچه سردبیر برنامه است اما برای پخش همه آیتمهای برنامه با رشیدپور صلاح و مشورت میکند و یکی یکی مهمانان برنامه به دعوتش روی خط میآیند تا پاسخ سوالات رشیدپور را بدهند و با او در گفتوگویی چالشی درباره طنز در سینمای امروز ایران شریک شوند. اما انگار بازیگران این نوع فیلمها خود میدانند کارشان چندان قابل دفاع نیست. فرهاد آئیش و سیروس گرجستانی که چندان هم با رسانهها بیگانه نیستند و به اصطلاح اهل مصاحبه هستند جواب رد به درخواست برنامه «پشت پرده» دادهاند.
مجید صالحی به ذاکری مسئول هماهنگی برنامه میگوید حال چندان خوبی ندارد و درخواست میکند رشیدپور با او در این گفت و گو مهربان باشد. اما رشیدپور با همه سابقه دوستی و ذکر خاطراتشان با مجید صالحی در اصفهان، سوالاتش را مثل همیشه رک و صریح میپرسد.
رشیدپور میگوید اهل رسانه است اما کار کردن در بسیاری رسانهها را دوست ندارد چرا که همیشه به پشت پردهها حساس بوده است. میگوید که در پشت پرده مطبوعات و تلویزیون بیش از کار فرهنگی و رسانهای شاهد تجارت بوده است. شاید همین حساسیتها باعث شود او ناچار شود در رادیو بماند چرا که متانت و سعه صدر اهالی رادیو را تحسین میکند
آنها که همزمان پیچ رادیوشان روی موج رادیو تهران تنظیم بوده، حتما حرفها و به عبارتی دفاعیات مجید صالحی را شنیدهاند که البته چندان هم نتوانسته بود از سینمای ظنز و فیلمهایی که در آنها بازی کرده دفاع کند. برای این بازیگر جوان سینما، تئاتر و تلویزیون در مقابل چنین سینمایی، حرفی نمانده بود جز اذعان به جوانی و کوچکی و بینظری. بهنوش بختیاری هم در گفتوگو با رشیدپور اعتراف میکند که فیلمهایش را با تماشاگران سینما دیده و انتقادهایشان را شنیده و چیزی برای گفتن ندارد جز اینکه همه چیز دست بازیگر است. این بازیگر برنامههای طنز «پشت پرده» را فرصت خوبی میبیند برای اینکه درد دلهای کار در سینمای طنز را بازگو کند، از محدودیتها و مشکلاتی که بازیگران را به سمت حضور در چنین آثاری وا میدارد شکوه کند.
تا اینجای برنامه مجری به تنهایی یک طرف این گفتوگوی چالشی نشسته و بازیگران این سینما هم از آن سو چیزی برای گفتن ندارند جز تاسفی ضمنی که در قالب ارادت و احترام و تعارف رخ مینماید.
رشیدپور پیامهای شنوندگان را میخواند که آنها هم در این گفتوگوی چالشی در جبهه منتقدان قرار دارند و اینجاست که سردبیر دست به کار میشود و از ذاکری میخواهد شماره مسعود ده نمکی را برای شرکت در برنامه بگیرد. تماس با کارگردان «اخراجیها»ی سینمای ایران به این سادگیها نیست. به جز مسئول هماهنگی برنامه، سردبیر هم با حرف میزند و به سختی مجابش میکند که شرکت در این گفتوگو را بپذیرد. در فصلهای که همه در تلاش هستند برای جلب همکاری دهنمکی و شرکتش در برنامه، شنوندههای رادیو صدای قسمتهایی از فیلم «اخراجیها» را میشنوند.
ارتباط با دهنمکی برقرار شده اما به سختی و الو گفتنهای او حکایت از آن دارد که یا به زودی این تماس قطع خواهد شد و یا قطعش خواهد کرد! اما ده نمکی که میگوید پای پرواز و در فرودگاه است با رشیدپور وارد بحث میشود و گفت و گویی شکل میگیرد که در آن هر دو طرف در تلاش هستند نظریات خود را به دیگری بقبولانند. رشیدپور بر انتقادهای همیشگیاش درباره «اخراجیها» پافشاری میکند و ده نمکی هم اصرار دارد میزان فروش این فیلم به تنهایی برای موفق دانستن آن کافیست. بحث و جدل بین مجری و کارگردان اخراجیها بالا گرفته و در عین حال هر لحظه ممکن است این تماس تلفنی قطع شود. اینجاست که برخلاف آرامش رشیدپور و لبخندهای همیشگیاش، بقیه عوامل برنامه به هیجان آمده و از جا برخاستهاند. گفتوگو با دهنمکی هم مثل همیشه بدون توافق بین او و رشیدپور تمام میشود اما مخاطب است که با شنیدههایش قضاوت خواهد کرد و این همان چیزی است که اهالی «پشت پرده» به آن میاندیشند.
گاهی خوب، گاهی بد
اینجا در «پشت پرده» همه کم و بیش راضی هستند، البته بیشتر از اینکه توانستهاند بخشی از ایدههای خود را و نه همه آن را عملی کنند. محمد اسماعیلپور میگوید که قرار نبود برنامه به این شکل باشد اما شرایط و امکانات «پشت پرده» با ساختار فعلی به مخاطب ارائه شود. توضیح میدهد: «قصدمان این بود که معضلات سینمای ایران یا به عبارتی پشت پردهاش را در این برنامه مطرح کنیم. اما حالا هر یکشنبه یک موضوع مرتبط با سینمای ایران را انتخاب میکنیم و دربارهاش با اهالی سینما گفتوگو میکنیم. گاهی برنامه خوب از کار درمیآید و گاهی هم نه.» البته این نظر شخصی اوست چرا که بر اساس آمارها و بازخوردهایی که از مخاطب گرفتهاند، «پشت پرده» با اقبال شنوندگان روبرو شدهاست.
فرهاد آئیش و سیروس گرجستانی که چندان هم با رسانهها بیگانه نیستند و به اصطلاح اهل مصاحبه هستند جواب رد به درخواست برنامه «پشت پرده» دادهاند. مجید صالحی به ذاکری مسئول هماهنگی برنامه میگوید حال چندان خوبی ندارد و درخواست میکند رشیدپور با او در این گفت و گو مهربان باشد. اما رشیدپور با همه سابقه دوستی و ذکر خاطراتشان با مجید صالحی در اصفهان، سوالاتش را مثل همیشه رک و صریح میپرسد
وقتی پشت پرده رو میشود
رشیدپور از برنامهای که روی آنتن دارد راضی است و یا دست کم ترجیح میدهد راضی باشد هرچند موضوعات زیادی درباره سینمای ایران در ذهن دارد که نمیداند موفق خواهد شد آنها را در رسانهای چون رادیو مطرح کند یا خیر. البته موضوعات پیشنهادی او مانند حضور بازیگران ایرانی در هالیوود، نقش زن در سینمای ایران یا بررسی سینمای دینی، پیشتر هم در برنامههای رادیویی و تلویزیونی طرح و بررسی شدهاند اما او میگوید نگاه متفاوتی به این موضوعات دارد که نمیداند امکان رسانهای شدن را دارند یا نه. با این همه خوشحال است که تا به حال توانسته به بسیاری از موضوعات مد نظرش از جمله فساد اخلاقی در سینمای ایران بپردازد.
میگوید هدفش از طراحی این برنامه، تولید برنامهای جنجالی نبوده بلکه قصد داشته در یک برنامه تخصصی مسائل خاص سینمای ایران را به بحث و گفتوگو بگذارد شاید که این بهانهای باشد برای آنکه سینمای ایران را از رخوت در بیاورد. برای برنامههای بعدی هم موضوعاتی را در نظر گرفته که با همکارانش در «پشت پرده» برای پرداختن به آنها آماده میشوند. مثلا این که چرا در صنعت سینمای ایران سالن برای نمایش فیلمها ساخته نمیشود. رشیدپور میگوید: «تمام موضوعاتی که ما در این برنامه به آنها میپردازیم ناشی از مسائلی هستند که باید به آنها توجه کرد. مسائلی مانند محدود بودن سالنهای نمایش و یا ارتباط شورای اکران و اتحادیههای صنفی. ارتباط تهیه کنندگان سینمای ایران قطع شده و گروههای تهیه پاره پاره شدهاند. تشکیل گروههای تهیه کنندگان سینمادار و ساختاری که امروز در صنعت سینما شکل گرفته به ابتذال در سینمای ایران و افت سطح کیفی فیلمها انجامیده و به نظرم این برنامه جایی است که میتوان درباره همه این موارد صحبت کرد.»
رشیدپور میگوید اهل رسانه است اما کار کردن در بسیاری رسانهها را دوست ندارد چرا که همیشه به پشت پردهها حساس بوده است. میگوید که در پشت پرده مطبوعات و تلویزیون بیش از کار فرهنگی و رسانهای شاهد تجارت بوده است. شاید همین حساسیتها باعث شود او ناچار شود در رادیو بماند چرا که متانت و سعه صدر اهالی رادیو را تحسین میکند و معتقد است به همین دلایل بوده که «پشت پرده» را در رادیو میسازد. او هم قبول دارد که موضوع این برنامه بیش از آنکه رادیویی باشد تلویزیونی است اما میگوید: «به لحاظ حرفهای و تکنیکی این برنامه باید در تلویزیون ساخته میشد اما رادیو به خاطر ویژگی دست اندرکارانش فضای مناسبتری است به همین دلیل به کمک آقای اسماعیلپور ساختار برنامه را برای پخش از رادیو تغییر دادیم و سعی کردیم با اجرایی متفاوتف مباحثش را از رادیو به مخاطب منتقل کنیم.»
شاید با نگاهی که رشیدپور به فضای سینما و مطبوعات دارد، برای همیشه جایش در رادیو باشد اما خودش میگوید برایش فرقی ندارد که پیامش را از کدام رسانه منتقل خواهد کرد، برای او پیام مهم است و اگر هیچ رسانهای هم در اختیار نداشته باشد، در وبلاگش خواهد نوشت. با این همه «پشت پرده» برای رشیدپور و همکارانش یک فرصت معتنم است، فرصتی که به اندازه توقعی که نامش ایجاد میکند، در اختیار افشاگری مسائل سینمای ایران نیست. رشیدپور تاکید میکند که اصلا قصدشان افشاگری نبوده و نیست و انتخاب این عنوان از آن روست که هر آنچه دیروز در پشتپرده بوده امروز روی پرده است و آنچه روی پرده بوده حالا به پشت آن رفته است. رشیدپور میگوید: «تا دیروز مباحث عمیق فرهنگی روی پرده مطرح میشد و حالا این مباحث، موضوع ثابت دفاتر سینمایی و اهالی سینماست و فحاشیها و حرفهای ناپسندی که در پشت پرده بوده به سادگی روی پرده به نمایش در میآید.»
«پشت پرده» تمام که میشود، گروه تهیه این برنامه به فکر برنامههای بعدی هستند. یکی پیشنهاد میدهد موضوع طنز در سینمای ایران را در برنامه بعد هم ادامه بدهند اما رشیدپور مخالف میکند چرا که معتقد است قصدشان فقط طرح مسائل است. دیگری پیشنهاد میکند با توجه به برگزاری حشنواره فیلمهای کودک در همدان به سینمای کودک هم بپردازند اما رشیدپور این پیشنهاد را هم نمیپذیرد و میگوید که چیزی به نام سینمای کودک وجود ندارد چرا که این سینما اکران ندارد.
همچنان که دست اندرکارن «پشت پرده» استودیو را ترک میکنند رشیدپور گله میکند که درباره سینمای کودک چه میتوانند بگویند جز اینکه باز کامبوزیا پرتوی به نکاتی اشاره کند و حرفهایی بزند و بعد خداحافظ سینمای کودک تا یک سال بعد و جشنواره بعد؟!
این گروه کم تعداد همچنان که استودیوی پخش را ترک میکنند، کارشان را مرور میکنند. از بایدها و نبایدها و کاشکیها و اما و اگرها میگویند و درباره برنامههای بعدی مشورت میکنند؛ برنامههایی که هر کدام فرصتی هستند برای طرح یک معضل در سینمای ایران با هدف رفع و بهبودشان.
